همیشه از نگاه تو ...با تو عبور می کنم
از اینکه عاشق توام ...حس غرور می کنم
دوباره با سلام تو,تازه تازه می شوم
با نفس ساده تو,غرق ترانه می شوم
با <<تو>> ستاره می شوم ...با <<تو>>ستاره می شوم

سلام
آره, گفتم نمیام ولی اومدم...اما اینبار اومدم که بگم که واقعا نمیام تا یه مدتی...
اما بر خواهم گشت در روزهایی که میدونم... دیگه خاکستری نیستند.
بر می گردم در روز های متفاوت تر با شعر های متفاوط تر...
نظرات را بر داشتم که شرمنده دوستان نشم اگه نتونستم سر بزنم.اگه حرف واجبی بود صفحه کامنت های پایین...ممنونم از همه شما تا بعد...
در پناه حق.
|
+| نوشته شده توسط
سمیه مردانی در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386