|
شراب هوش بنوشید از خم هستی/ قدم به وسعت بینایی قلم بزنید
|
پارسال همین موقع ها بود "ستیغ سخن" داشتیم بهترین شعری که به دستم رسید...
قرار بود بیایم به کازرون، اما
نشد ردیف شود، یا نبود قسمت، یا ...
شما کنار هم و در دیار هم آنجا
و من نشستهام اینجا، نشسته در رویا
... نشستهام سر شعری که فحش بفرستم
به بخت در به در خود، به آسمان خدا
و هم به وقت شلوغ «...» جان
و هم به وقت شلوغ «...» سر به هوا
نشستهام من و خوابم نمیبرد امشب
نشستهام من و خوابم نمیبرد حتی
نشستهام سر این شعرهای بیمعنی
نشستهام سر این شعرهای بیمعنا
نشستهام سر جایم چه ساکت و خسته
نشستهام سر جایم چه خسته و تنها
نشسته ام من و اما سریع می گذرند
"به شاهراه زمان کاروان ثانیه ها"
قرار بود بیایم به کازرون امروز
برای دیدن «فرداییان در فردا»
برای دیدن شهر «سمیه مردانی»
برای دیدن شهر قشنگ و خوب شما
دلم گرفته، چرا از قطار جا ماندم؟
دلم گرفته، چرا از قطار ماندم جا؟
قرار بود بیایم به کازرون من هم
قرار بود بیایم به «شهر سبز»، اما...

خانم وحیده نظری در وبلاگ سوگند به انجیر به این کشیده بنده و سروده ای از آقای محمد افضلی و محمدروحانی(نجواکاشانی )و همچنین سروده استاد علیرضا قزوه پیرامون حرکت بی شرمانه این خواننده لینک داده اند.
و آقای محمد نقیان در وبلاگ آیه های سپید پیامبری خاکستری به این کشیده بنده و سروده ای از آقای عباس حسین نژاد لینک داده اند.

امید مهدی نژاد در راستای همان ادعای امارات و همان حرفها و بحث ها سروده ای را به تازگی منتشر کرده است.بسیار خواندنی و هنرمندانه است در اینجا بخوانید: